الفيض الكاشاني
768
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )
عاقلان گر بگذرند از ننگ و نام * دردشان را عاشقان درمان كنند گر مريدان پند پيران بشنوند * كار را بر خويشتن آسان كنند واصلان از راه اگر گويند باز * سالكان را گيج و سرگردان كنند آنچه با حكمت كنند اهل نظر * عاشقان با گفتهء فيض آن كنند ( 325 ) كمال « 1 » به كوى سرّ قدر گر گذر توانى كرد * به پيش تير قضا جان سپر توانى كرد چنان كه هست اگر سرّ كار دريابى * ز دل شكايت بى جا بدر توانى كرد « 2 » اگر ز آينهء سر غبار بزدايى * به چشم سر به رخ او نظر توانى كرد اگر نقاب بر افتد ز طلعت ازلى * به يك نگاه ابد را به سر توانى كرد بر آستانهء جانان دهند اگر بارت « 3 » * سر و تن و دل و جان خاك در توانى كرد اگر ز عالم صورت به صدق ، دل بكنى * به جان به عالم معنى سفر توانى كرد چگونه ثبت توان كرد فيض در اوراق * حديث عشق چهسان مختصر توانى كرد ( 326 ) حق « 4 » دل ز اغيار پاك خواهم كرد * لشكر غم هلاك خواهم كرد خون دل ز ديده خواهم ريخت * سينه بهر تو پاك خواهم كرد از طرب باز قصه خواهم گفت * غصّه را غصّه ناك خواهم كرد
--> ( 1 ) - عنوان از اصلى . ( 2 ) - چ پ ، چ ش ، بعد از اين بيت دو بيت ذيل را اضافه دارد : چو دانى آنچه به تو مىرسد نوشته شدست * ز خار خار تأسف حذر توانى كرد خداى را به عدالت اگر شناختهاى * به خويش نسبت اسباب شر توانى كرد ( 3 ) - چ پ ، چ ش : اگر دهد بارت . ( 4 ) - عنوان از اصلى .